دلم برای باران تنگ شده است
دلم برای صدای قطره هایش تنگ شده است
دلم تنگ است برای پرسه زدن زیر باران...
بارانی که به من آموخت رسم زندگی را...
دلم تنگ است برای صدای غرش آسمان
برای ابر های سیاه سرگردان...
در آن روز ها بارانی بود برای قدم زدن در زیر آن و خالی کردن دل های پر از غم.
مدتی است که دیگر نه بارانی است و نه ابری...
این روز ها تنها یک قلب است پر از درد ...
که نمیداند درد دلش را به چه کسی بگوید.
نظرات شما عزیزان:
مغولی 

ساعت0:36---2 بهمن 1393
اخخخخ کمرم شکست چه مطلبی سنگینی.....بابادرد دل، کوه غم زیراین فشارزندگی به پا خم نشیییییین....بی خیال بابا...غم غصه چه حرفاااااا....ولششششش
.: Weblog Themes By Pichak :.